asad – golchini

06/02/2010

مراسم اسلامی و دولتی ۲۲ بهمن روز احقاق حقوق مردم نیست!

دسته‌ها: asad golchini — golchini @ 10:27 ق.ظ

file PDF   22 bahman 88

مراسم اسلامی و دولتی ۲۲ بهمن

روز احقاق حقوق مردم نیست!

۲۲ بهمن ۵۷، روز قیام پرشکوه و عظیم میلیونی مردم  ایران علیه سلطنت و دیکتاتوری خاندان پهلوی، قیام و انقلابی که شاه را به زیر کشید و به دیکتاتوری سلطنتی خاتمه داد، نیمه تمام، توسط دسته دیگری از دیکتاتورها و دشمنان مردم، این بار اما در میان صفوف خود مردم، به محض تولد شکست خورد!

ارتجاع اسلامی، به رهبری خمینی و طیفی از اعوان و انصار مرتجع اش، چون رفسنجانی و بنی صدر و موسوی و خامنه ای مجهز به شبکه قانونی مساجد و منابر و آیت الله های مشروع، توسط انقلابیون با هر”انتقاد” و “مرزبندی” در صف مردم انقلابی پذیرفته شده بودند. انقلابیونی که متوهمانه، کمونیست های معترض به حضور دشمنان مردم در صف دوستان مردم را به “بحث بعد از مرگ شاه” و “همه با هم” حواله دادند.

در فردای قیام خودبخودی ۲۲ بهمن، ارتجاع اسلامی سوار بر گرده میلیونها انقلابی متوهم، با حمله به دستاورهای مردم، چون آزادی مطبوعات و اجتماعات و شوراهای کارگری و تشکل های مردمی، با صدور فتوا – حکم جهاد علیه کفار- حمله نظامی به انقلابیون در کردستان، و سرانجام با براه انداختن یک هالوکاست تمام عیار اسلامی در سراسر ایران و برقراری اختناقی مذهبی – فاشیستی، بر آن قیام شکوهمند غلبه کرد.  انقلاب و قیامی که شاه و سلطنت قادر به مهار و مقابله با آن نبودند، توسط جنبش ارتجاعی دیگری تماما درهم کوبیده شد. مرگ ۲۲ بهمن، خاکسپاری کامل آمال و آرزوهای قیام میلیونی مردمی انقلابی در یک مبارزه ماورا طبقاتی، جشن تولد جمهوری اسلامی بود.

امسال در سالگرد ۲۲ بهمن، برمتن عظیم ترین شکاف تاریخی در صف هئیت حاکمه ایران، جدال دوجناح سبز و سیاه بورژوازی ایران، مراسم دولتی جشن تولد جمهوری اسلامی را به کانون بحرانی دیگری در جامعه تبدیل کرده است. در شرایطی که هرامکان تحرک و ابراز وجود کمونیستها، طبقه کارگر، زنان و جوانان آزادیخواه و برابری طلب با زندان و شکنجه و سرکوب بسته شده است، ارتجاع اسلامی سبز، با پادوئی تمام و کمال جریانات ملی – مذهبی، مشروطه خواه و توده و اکثریت و چپ حاشیه ای و به کمک امثال بی بی سی، جدال خود با اسلام سیاه را به جدال مردم با جمهوری اسلامی تبدیل کرده است. مراسم ۲۲ بهمن ، روز قدرتنمایی و زورآزمایی در میان دو جناح ارتجاعی است، برای ایجاد تعادل و توازن در صفوف حاکمیت شان!

در این مراسم، خامنه ای و احمدی نژاد با قدرت نمایی نظامی و نمایش ماشین سرکوب، موسوی و کروبی با نمایش صف میلیونی توده هایی که با توهم مبارزه برای آزادی و برابری و حق زن به اعتراضشان رنگ سبز زده اند، خود را برای این مراسم آماده میکنند. پابپای تدارک رهبران اسلامی، بخش اعظم اپوزیسیون، اسلامی و غیر اسلامی و راست و چپ، تحت رهبری موسوی مردم را به شرکت در این مراسم همگانی اسلامی، تحمیق، جنگ داخلی و گمراهی دعوت میکنند.

اسلام سبز به خشم و میلیتانسی جوانان برای معامله گری و امتیازگیری نیاز دارد و آن را “به رخ” اسلام سیاه میکشد. به موازات آن جناح رقیب علیه آن میلیتانسی، چنگ و دندان تیز میکند! جناح سبز در حالی که مزورانه خشم و اعتراض جوانان را وسیله فشار، وجهه معامله و مصالحه قرار میدهد، دست در دست اسلام سیاه بنام “خشونت نکنید” علیه خشم و عصیان جوانان، چوبه های دار و میدانهای تیرشان را آماده میکنند! قرار است قربانیان این مراسم اسلامی باز جوانان شجاع، عاصی و پرشوری باشد، که نفرت از شیرازه جنایتی چون احمدی نژاد و خامنه ای، آنها را تنها، در میدان، در اختیاررهبران جنبش “سبز” گذاشته است.

خط و نشان کشیدن هایشان علیه هم، علیه “مخالفین نظام” و “قانون اساسی” و “مخالفین انقلاب اسلامی”، وعلیه “خشونت کنندگان”، بیش از هرچیز رو به مردم، طبقه کارگر، کمونیست ها، زنان و جوانان  آزادیخواه و برابری طلب دارد. این جدال، جنگ ما مردم نیست. پیروزیشان پیروزی ما نیست، اما شکست شان بر سر ما خراب خواهد شد. نباید قربانی و گوشت دم توپ جنگ جنایتکاران شد. قرار است بنام مخالفت “با خشونت” از ما، مردم و طبقه کارگر و کمونیست ها قربانی بگیرند. نباید اجازه داد شکست شان را به پای ما بنویسند و به هزینه ما هزیمت کنند!

مردم، جوانان انقلابی، زنان و طبقه کارگر، ابایی از قهرمانی، فداکاری، شجاعت و شهامت در جنگ خود با دشمنانشان ندارند. اما این نزاع، جنگی در صف دشمنان مردم است که پیروزی و شکست هریک، به ضرر مردم است. باید اعتراض و مبارزه خود را از زیر دست و پای این مترجعین بیرون کشید و برای این کار قبل از هر چیز صف اعتراض خود را از سبز جدا کرد.

مراسم اسلامی ۲۲ بهمن، مراسمی علیه مردم است نباید در آن شرکت کرد. خشم و عزم و اراده جوانان پرشوری که سرآسیمه بدنبال آزادی و برابری بی مهابا به میدان میآیند، نباید در خدمت مرتجعین دیگری چون موسوی و رفسنجانی و کروبی و خاتمی قرار گیرد. این ها سازندگان و سرداران این جهنمی هستند که برای مردم ساخته اند، شریک جرم خامنه ای و احمدی نژاد اند، برای حق مردم به میدان نیامده اند. درد این ها تداوم حاکمیت زور و سرکوب و ثروت اندوزیشان است.

مراسم اسلامی سالگرد ۲۲ بهمن، روز وفاداری همگانی، و روز اتحاد بورژوازی برای حفظ و بقا نظام شان است. این روز احقاق حقوق مردم، روز اعتراض به نابرابری زن و مرد، روز اعتراض به بی حقوقی کارگر، روز اعتراض به اختناق و اعدام و برای آزادی زندانی سیاسی نیست. این روز روز اتحاد دشمنان مردم علیه تحرک مستقل توده ای مردم برای آزادی و برابری است.

در سالگرد ۲۲ بهمن باید درسهای بیادماندی آن تجربه پرهزینه را آموخت. مبارزه ماوراطبقاتی علیه دیکتاتوری، “همه با هم” امروز علیه این “دیکتاتور”، همان محصولی ببار خواهد آورد که امروز بعد از سی سال سرکردگان آن، چون موسوی، تلاش میکنند دستهای خون آلود خود را از جنایات آن بشویند. تنها طبقه و جنبشی قادر به سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و جایگزینی آن با نظامی برابر و انسانی است که منفعتی در حاکمیت بورژوازی و هیچ جناحی از آن نداشته باشد، بتواند از پیش خود را حول اهداف روشن انقلابی و انسانی متشکل کرده باشد، و نیروی خود را به میدان آورده باشد. باید به صف کمونیسم طبقه کارگر پیوست تا مرگ و سرنگونی جمهوری اسلامی را بلاواسطه پیش درآمد ساختن جامعه ای مرفه، شاد، انسانی، آزاد و برابر برای همه کرد.

مرگ بر جمهوری اسلامی

زنده باد جمهوری سوسیالیستی

حزب کمونیست کارگری – حکمتیست

١٦ بهمن ٨٨١٣- ٥ فوریه ٢٠٠٩

29/01/2010

رد پای جنبش سبز در کشتار کارگران خاتون آباد

دسته‌ها: asad golchini — golchini @ 10:40 ق.ظ


اسد گلچینی

کارگران معدن مس خاتون آباد در ٤ بهمن ١٣٨٢ بهنگام تجمع خود در شهر بابک مورد حمله وحشیانه نیروهای انتظامی قرار گرفتند.  پنج نفر به اسامی ریاحی، مهدوی، جاویدی ،مومنی و پور امینی  کشته شدند. کارگران خواهان بازگشت به کار بودند. اعتراض چند صد کارگر  بهمراه خانواده هایشان در روزهای قبل این حمله، سرمایه داران و دولتش را به جنگ کارگران فرستاد تا آنها را برای “همیشه”خاموش کنند. این اتفاق با موج بیزاری و نفرت گسترده بسیاری از کارگران  در ایران و جهان تبدیل شده است. فعالین کارگری در بسیاری از مراکز کار و در  مجامع خود هر ساله یاد این کارگران را با همبستگی طبقاتی خود یادآور میشوند.

امسال و در  گرامیداشت یاد این کارگران جان باخته،  یک ویژگی مهم  هست که باید آنرا برجسته کرد، کارگران باید بدانند که جنبش سبز، جنبش بخشی از سرمایه داران  ایران را شامل میشود که مستقیما در  همه این سالها، شرایط تحمیلی کنونی را به کارگران موجب شده اند. سبزهای امروز از جمله در کشتار کارگران در خاتون آباد شریک بودند. همه سردمداران و دست اندرکاران  جمهوری اسلامی و سرمایه داران ایران که بخشی از آن در سال ٨٨ تحت نام جنبش سبز قیام کرد تا سهم قدرت و ثروت و سود را از بخش دیگر سرمایه داران تحت نام  پس دادن رای بگیرد،هم اکنون در نیشکر هفت تپه  ، در شرکت واحد ، نفت ، ایران خودرو و سایپا، ذوب آهن و  نساجی ها و  بسیاری مراکز کار دیگر،  صاحب کار و کارفرما و مدیر و پیمانکار و سهامدار هستند  و شریک مستقیم وضعیت و شرایطی هستند که بر طبقه کارگر،  تحمیل کرده اند.

کارگران و فعالین کمونیست بویژه باید بدانند که جنبش سبز جنبش کارگران نیست و دشمن آنهاست. جنبش سبز  تحت هر نام فریبنده ای همچون “انقلاب” “جنبش مردمی” “جنبش جاری و جنبش برای سرنگونی و … که تبلیغ میشود بزرگترین فریب کارگران را همراه دارد و این جنبش است که باز هم مردم محروم از آزادی و برابری را به شکست کشاند.

در گرامیداشت کارگران خاتون آباد باید رد پای تمام این جانیان و استثمارگران و دوستان دروغین کارگران را دید که سیاهی آن روزهایشان و سبزی امروزشان با هر اعتراض کارگری بلافاصله تبدیل به اخراج و زندان و کشتار شده است و هم اکنون هم ادامه دارد.

در گرامیداشت یاد کارگران خاتون آباد و مبارزاتشان باید از فضای تحمیق کننده سبز  بیرون رفت تا بتوان منافع طبقه کارگر را تشخیص داد. کارگری که امروز در کنار کارفرمایش ایستاده باشد و تحت هر نام فریبنده  مردمی و انقلابی، برای بدست آوردن سهم بیشتر جنبش سبز از سود و سرکوب و استثمار میجنگد،هنوز  زنجیرهای برده گی اش را پاره نکرده است.

تمام فرصت طلبانی که تحت نام چپ و آزادیخواهی در تلاش برای پاشندن خاک به چشم کارگران بر آمدند تا کارگران نتوانند جنبش طبقه سرمایه داران سبز را بدرستی تشخیص بدهند و به آن امید ببندند را باید هزار بار بیشتر افشا کرد. کارگران و فعالین کمونیست در گرامیداشت یاد جانباختگان طبقه کارگر باید دست از امید و هر ذره توهم به جنبشهای طبقات دیگر و سیاسیون آنها تحت هر نامی بردارند و سازمان کمونیستی و تشکل های توده ای خود را در محل کار و زندگی سازمان بدهند و انقلاب سوسیالیستی اش را با سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی خشت روی خشت بسازد.

یاد کارگران جانباخته معدن مس خاتون آباد  گرامی باد

22/01/2010

خالد عزیزی در ادامه راهی که قاسملو به سرانجام نرساند!

دسته‌ها: asad golchini — golchini @ 12:26 ق.ظ

اسد گلچینی

خالد عزیزی دبیر کمیته مرکزی حزب دمکرات کردستان در مرحله دوم فعالیتشان در جنبش سبز، با شهامت و صراحت تمام تلاش کرده است که حزبش را به این جنبش و اهدافش منطبق کند. خالد عزیزی در ادامه این سیاست گام مهمی برداشته است تا حزبش را از سردرگمی کنونی جنبش ناسیونالیستی کرد رها سازد. شهامتی در حد عبدالرحمن قاسملو رهبر پیشین این حزب  که در حین ملاقات  با نمایندگان جمهوری اسلامی برای یافتن راه حلی برای کنار آمدن ترور شد بخرج داده است. عزیزی در تشخیص مصلحت و استراتژی جنبش سرمایه داران کرد(جنبش کردایتی) در کنار قاسملو قرار میگیرد و  او و حزبش  به آن بخش از جنبش کردایتی پیوسته است که بیش از ده سال است در شهرهای کردستان از سوی ناسیونالیستهای متشکل در جبهه متحد کرد، سازمان دفاع از حقوق بشر کرد، انستیتوی کرد، دانشجویان و زنان ناسیونالیست و کردهای مقیم مرکز  و نمایندگان کرد مجلس اسلامی ، موجودیت دارند. خالد عزیزی بعد از ده سال اشتباهی را که آن زمان حزب دمکرات در پس زدن این حزب علنی کرد، جبران کرده است. این جنبش با هر دو جناح رژیم و با هر کدام که در قدرت شریکش کنند میتواند و قابلیت کنار آمدن دارد. ناسیونالیستهای علنی در کردستان  سالهاست خود را در پیشبرد اهداف جنبش ناسیونالیستی پیشرو تر و امروزی تر از احزاب دمکرات کردستان میدانند و تلاش خالد عزیزی هماهنگ با این بخش و بعد از فراخوان به شرکت در “انتخابات” ریاست جمهوری و دفاع از کروبی، تلاشی برای پر کردن این شکاف است.

خالد عزیزی قبول میکند که مبارزه با جمهوری اسلامی بهمان شکل و شیوه ناسیونالیستهای علنی باید باشد، به همان شکل سبز ها باشد، یعنی اینکه همه نظام و چهارچوب آن و قانون اساسی را قبول دارند، برانداز نبوده و نیستند، و اگر رژیم به آنها هم اجازه فعالیت بدهد آماده اند که دست از تبعید بکشند و به ایران برگردند. نه یک کلمه کم ونه یک کلمه زیاد. این حزب مبارزه مدنی مورد نظرش و مبارزه برای اصلاحات را به همان شکلی که سالهاست بخش های مختلف این جنبش در کردستان ایران دنبال میکند را خواهان است و میخواهد دنبال کند. بخش علنی این جنبش با صراحت و شفافیت تمام در تلاش برای شریک شدن در قدرت با سرمایه داران در قدرت بوده است و این راهی است که خالد عزیزی مطلوبیت آن را برای حزب دمکرات و اهدافش بسیار مناسب میداند.

همه اینها بیشتر باید نشان داده باشد که حرف زدن از سرنگونی رژیم یا هر تغییری برای این حزب و همینطور حزب برادر که اکنون از هم کمی آزرده شده اند، در همان سطح و درجه ای است که بخش علنی جنبش کردایتی در شهرها دارد، نمایندگان کرد در مجلس اسلامی دارند و جبهه متحد کرد و … دارند، اپوزیسیون بودن و خواهان اصلاحات بودن در همان سطحی است که جنبش سبز و یا آمریکا و غرب و امثالهم هستند.

خالد عزیزی وحزب دمکرات کردستان نشان میدهند که منفعت و سهیم بودن در قدرت مانند همیشه نه از کانال سرنگونی جمهوری اسلامی و در مبارزه برای سرنگونی اش، بلکه در اتحاد با بخشهای مختلف جنبش کردایتی و در اتحاد با نارضایتی بخش سبز سرمایه داران ایران ممکن است و از این راه میتواند به قدرت  دست ببرد. مبارزه این حزب چه در جنگ و چه در مذاکره و مبارزه مدنی اش و بشکل علنی، این هدف را بروشنی دنبال کرده است و اینک جنبش سبز و متحد شدن با بخش علنی این جنبش در کردستان است که خالد عزیزی و حزبش را بخود جلب کرده است.

جنبش ناسیونالیستی در کردستان ایران، جنبش نارضایتی سرمایه داران است که تحت نام دفاع از “ملت کرد” همواره بخشی از توده های ستم دیده را نیز با خود همراه کرده است و امروز به یمن فاکتورهای زیاد و از جمله سرازیر شدن بخش قابل توجهی از چپ های سابق درون کومه له به این جنبش، از دامنه گسترده تری برخوردار است. این جنبش به آزادی و برابری و عدالت اجتماعی برای کارگران و مردم ستم دیده و زنان و جوانان در کردستان ربط ندارد و هیچگاه نداشته است.این جنبش و احزابش با پرچم کردایتی بر نارضایتی سیاسی و اقتصادی و اجتماعی مردم محروم در کردستان سوار شده است و ذره ای از مبارزه برای آزادی و برابری در چنته ندارد. کردایتی دقیقا جنبشی است با همان اهدف جنبش سبز و به همان اندازه ارتجاعی که در کردستان توسط شاخه های مختلف در جریان است. این جنبش همیشه بر علیه  کارگران و مردم ستم دیده بوده است و مخالفت با اینکه “در کردستان کارگر نداریم و” و “مبارزه طبقاتی در جریان نیست” را حتی به بخش بزرگی از کارگران حقنه کرده و آنها را مسموم کرده است.  جنبش کردایتی کارگر نمی بیند  و مبارزه اش را حتی برای کار و زندگی بهتر هم برسمیت نمی شناسد و هر جا در برابر واقعیت انکار ناپذیرش قرار گرفته است تلاش کرده است تا کردایتی را در مقابلش و به افقش تبدیل کند. “سوسیالیسم خوب است اما زود است”، تحت هر توجیهی همواره بخشی از این تلاش بوده است. از نطر این جنبش آنچه هست جنبش کردایتی است و کرد ها باید دارای قدرت شوند، و منظور از کردها چیزی غیر از طبقه سرمایه دار کرد نیست که امروزه نمایندگان سیاسیش  را در قامت نمایندگان  کرد در مجلس و لشگر روشنفکران  کرد متشکل در جریانات مختلف در شهرها میبینیم. کردستان عراق نمونه بسیار روشن و بی اما و اگر پیروزی جنبش کردایتی است.

حرکت اخیر خالد عزیزی و حزب دمکرات کردستان روندی است که در مقابل همه ناسیونالیستها قرار گرفته است و تقویت جنبش سبز و اصلاح طلبی سرمایه داران سبز و کرد، آن جهتی است که همه اینها منفعت خود را در آن می بیننید و برای جلوگیری از رادیکالیسم و کمونیسم در کردستان تلاش خواهند کرد که صفوفشان را سریعتر متحد تر و آگاه تر کنند. علیرغم غرولند های بخش به اصطلاح رادیکال این جنبش، دیر یا زود بخشهای مختلف و آگاه تر جنبش کردایتی و بویژه در هر دو بخش حزب دمکرات، به حرکت خالد عزیزی و این بخش از جنبش می پیوندند.

کارگران آگاه و کمونیستها در کردستان با شناساندن هر چه روشنتر جنبش سرمایه داران کرد و جنبش کردایتی شان، در همه وجوه آن باید صفوف  خود به این اهداف را آگاه کنند. سرمایه دار دمکرات نداریم! چه فارس باشد و چه ترک  و یا کرد و عرب آن! سرمایه دار سرمایه دار است. کارگر نیروی کارش را به او میفروشد تا امرار معاش کند. سرمایه دار چه آنکه ٥ کارگر دارد تا آنکه ١٠٠٠ کارگر دارد از قبل استثمار کارگر، سرمایه انباشت میکند.سرمایه فقط از این طریق بدست میاید. حزب دمکرات کردستان و تلاش خالد عزیزی باز هم نشان داد که بورژوازی، جنبشهای بورژوائی و احزاب سیاسی آنها همه چیز را میتوانند بفروشند. مساله این است که کارگران آگاه و کمونیستها این حقیقت را در یابند و به آنها متوهم نباشند. مساله این است که خود آگاهی کارگران  به مبارزه ای سازمانیافته و کمونیستی تبدیل شود، روشنفکران عدالت خواه مبارزه ی طبقاتی که در همه وجوه آن در جریان است را تقویت کنند، زنان آزادیخواه و برابری طلب عمق دشمنی جنبش کردایتی و جنبش سبز را با آزادی و برابری زن و مرد ببینند و این ها را با تبلیغ و افشای ناسیونالیسم کرد نشان دهند. مبارزه برای آزادی و برابری و سوسیالیسم بدون شناساندن هر چه وسیعتر اهداف جنبش ناسیونالیستی نا ممکن است و هر لحظه ای که متوقف شود به معنی باز گذاشتن راهی برای مسموم کردن طبقه کارگر و زنان و جوانان انقلابی است که میتوانند و باید برای آزادی و عدالت وسوسیالیسم، یعنی آنچه که میخواهند، متحد شوند. کارگران و مردم ستمدیده در برابر طبقه سرمایه دار، چه در دولت و چه خارج از آن، چه کرد یا فارس و ترک، باید متحد شوند و فریب جنبشهای سبز و کردایتی و اصلاح طلبی را نخورند و سرباز این جنبشها نشوند.

2 بهمن 1388

21 ژانویه 2010

14/01/2010

شتر سواری دو لا دولا فعالین “جنبش لغو کار مزدی” در جنبش جاری

دسته‌ها: asad golchini — golchini @ 10:04 ب.ظ

شتر سواری دو لا دولا فعالین “جنبش لغو کار مزدی” در جنبش جاری

اسد گلچینی

فعالین “جنبش لغو کار مزدی” کارگران را فراخواندند که در جنبش جاری شرکت کنند. آنهم با پرچم مطالبات کارگری و با صف مستقل از جناح های بورژوایی درگیر در این جنبش.

وقتی به آنها تذکر داده شد که جنبش جاری مورد نظر شما همان جنبش سبز است بر آشفته شدند. گفتند که اتهام است و اخلاق انسانی زیر پا گذاشته اید  و گفتند که این ادعای “رفرمیستهای” امثال ما است که آنها را سربازان جنبش سبز خطاب کرده است و …

ما خواننده مقالات و بیانیه های فعالین جنبش کار مزدی و رفیق ملک پیر خضری را یک بار دیگر به نوشته های خود آنها  رجوع میدهیم. اما ابتدا باید این روشن باشد که جنبش جاری مورد نظر آنها که همان جنبش سبز جاری بوده است، چه نوع جنبشی است؟ و به طبقه کارگر و جنبش کارگری چه ربطی داشت؟ اگر ربطی ندارد که خود آنها هم بر این تاکید دارند، پس چرا کارگران را به شرکت در جنبش جاری فرامیخوانند؟ شما فعال کدام جنبش هستید و  جنبش جاری کدام است؟ چرا فرق بین کارگر منفرد و کارگر متحد و متشکل در کارخانه و محل زندگی را آگاهانه دور میزنند و کارگر منفرد در خیابان و دنباله رو از جنبشی که سرمایه داران راه انداخته ا ند برای یشان همه چیز شده است؟ چرا مکانیزم های متحد شدن کارگران و اهرم های موثر در مبارزه طبقاتی اش را نتوانستند ببینند؟ چرا منفعت “جنبش جاری” بر منفعت طبقاتی کارگران چربید؟ این نوع برخورد به “جنبش جاری” را قبلا از چپ های دیگری که “توده ها و خیابان” جذبشان کرد، دیده ایم. مدل دخالت فعالین لغو کار مزدی در “جنبش جاری” تحت عنوان “کارگران و خیابان” ظاهر شد. آنچه ادعای ماست این است که اینها در اساس فرقی با هم ندارند. فرق ممکن است در این باشد که فعالین لغو کار مزدی زودتر از چپ های دیگری که با طرفداری از “توده ها و خیابان” در این جنبش جاری شرکت کردند موسوی را افشا کردند و دیگران  تازه  شروع کرده اند  و “خطر” موسوی و افشا آن را تذکر میدهند.

این دوستان با بر آشفتگی میخواهند این واقعیت ها را پرده پوشی کنند. باید روشن شود که حتی با پرچم بسیار سرخ کارگری و در حالی که شدیدترین ناسزاها و نقد ها را به اصلاح طلبان هم داشته باشید، از آنجا که  کارگران را برای شرکت هر چه فعالانه تر و گسترده تر در این جنبش جاری تشویق کردید، در تقویت جنبش سبز دخالت کردید. و این تناقضاتی است که همانطور که اشاره کردیم شما باید به آن جواب بدهید. و نتایج 7 ماه فعالیتتان در جنبش جاری را به اطلاع برسانید و ما را متقاعد کنید که در این 7 ماه و با شرکت در جنبش جاری پرچم مطالبات کارگران را برافراشتید و به هردرجه ای به صف مستقل طبقه کارگر کمک رساندید. اگر چنین نتیجه ای نگرفته اید لطفا گوشتان را برای شنیدن و نقد کمونیستها باز کنید.از نصیحت های اخلاقی چیزی عاید کسی نمیشود. به اصل موضوع باید پرداخت.

نوشته های ملک پیر خضری و بیانیه های فعالین جنبش لغو کار مزدی، و کمیته هماهنگی در مورد وقایع بعد از 22 خرداد 88 ،  دقیقا”  بر ادعای ما تاکید دارد. اینکه با چه زرق و برقی از کارگری بودن و چپ  و کمونیست بودن شرکت خود و کارگران را در جنبش سبز توجیه میکنید فقط ظاهر مساله است. از حزب توده و سازمان اکثریت، تا حزب کمونیست کارگری و راه کارگر و کمیته هماهنگی و فعالین لغو کار مزدی، هر کدام تحت نامی ، جنبش جاری، را “انقلاب” “جنبش برای سرنگونی” و… نام نهادند و هر کدام به شیوه خود میخواستند آن را در جهت جنبشی که به آن تعلق داشتند هدایت کنند. غافل از اینکه این جنبش سبز موسوی و کروبی و رفسنجانی است که همه آنها را یا به بخشی از خود تبدیل کرده است و یا دنباله رو خود کرده است. ادبیات فعالین لغو کار مزدی و کمیته هماهنگی در این مورد بر این ادعا تاکید دارد. “جنبش جاری” اسم رمز کدام جنبش در این دوره بود؟ این را شما باید جواب بدهید. تعیین استراتژی کارگری برای جنبشی بورژوایی اوج توهم شما را نشان میدهد. و همینطور توهم همه کارگرانی را نشان میدهد که بقول شما 50 و 60 درصد از شرکت کنندگان اعتراضات خیابانی را تشکل میدادند.

تمام تلاش حزب حکمتیست و  کمونیستها و سوسیالیستهای دیگری که این دوره دنباله رو این جنبش جاری شما، نشدند همین بود که نشان دهند که جنبش ارتجاعی را نمیتوان درجهت منافع مردم و یا کارگران هدایت کرد، طبقه کارگر و نه کارگر منفرد در خیابان، با اتکا به اهرم های شناخته شده اش میتواند جنبش خود را راه بیندازد و مردمی که از مصیبت و نکبت رژیم اسلامی به تنگ آمده اند را نجات بدهد.آنگاه که شما مشغول تدوینچشم انداز جنبش جاری وضرورت نقش آفرینی طبقه كارگر”، بودید و در این “جنبش جاری” مشغول به” اتحاد فعالان جنبش کارگری بر علیه نظام سرمایه داری بودید” و یا اینکه از هشدارهای سرمایه داران برای خطر کارگران “شبح انقلاب طبقه کارگر علیه نظام سرمایه داری” را نشان میدادید وآرزو داشتید که این جنبش جاری را به انقلاب کارگری وصل کنید، ما به کارگران میگفتیم در این جنبش جاری شرکت نکنید و این جنبش شما نیست و ارتجاعی است. برای ما شرکت 50 و 60 در صدی کارگران نه تنها نشانه رادیکال بودن این جنبش جاری نبوده است، بلکه اگر هم فاکت های شما را برای این درصد شرکت کننده کارگر بپذیریم ، باید اوج توهم کارگران را به این جنبش نتیجه گرفت. تاکیدات شما بر صف مستقل کارگران نمیتواند سیاست و استراتژی اصلی شما را پرده پوشی کند که این صف مستقل و دخالت کارگران برای پیگیری مطالباتشان را از دل “جنبش جاری” استنتاج کردید، به همان اندازه که جریاناتی آن را انقلاب نام نهادند و با رهبران آن انقلاب کنار آمدند و یا جریاناتی آن را جنبش برای سرنگونی نام نهادند و …

بیایید با هم اسناد و نوشته های فعالین لغو کار مزدی را ببینیم و نتیجه بگیریم که کارگران چگونه قادر به براندازی سرمایه خواهند شد. از طریق شرکت در “جنبش جاری”مورد ادعای آنها، یا دست بردن به مکانیزم های متحد شدن طبقه کارگر که همان وجود کارگران آگاه و کمونیست در کارخانه و کارگاه و  محل زندگی است که با اتکا به مبارزات سیاسی و اقتصادیش قادر به فشردن گلوی خامنه ای و موسوی و رفسنجانی و صانعی خواهد شد. کارگران آگاهی که میدانند بدون حزب کمونیستی و سازماندهی کمونیستی کارگران و جنبش مجمع عمومی و دیگر تشکل های کارگری از جمله سندیکا و صندوق های هم یاری مالی ش و … نمیتواند به سازماندهی کارگران برای این هدف دست بیابند. آنچه که شما با آن سر سازش ندارید! و شوراهای کارگری سرمایه ستیز! با منشور مطالبات پایه ای تمام ابزار های لازم برای طبقه کارگر در این مبارزه را کافی میدانید؟ واقعا کدام یک از اینها رفرمیستی است؟

نقل قول ها برگرفته از سند زیر است. تاکیدات از من است.

چشم انداز جنبش جاری وضرورت نقش آفرینی طبقه كارگر(مبانی فراخوان اتحاد فعالان جنبش کارگری برای متشكل كردن كارگران علیه نظام سرمایه داری – 6 و 7)

كمیته هماهنگی برای ایجاد تشكل كارگری

29 مرداد 1388

” 6- مؤلفه های بالا همراه با بسیاری داده های سیاسی و عوامل اجتماعی دیگر در مجموع نشان می دهند که توفان اعتراض و نارضائی کنونی از وزیدن بازنخواهد ایستاد و در پیچ و خم مجاری خاصی که البته از همه سو با نیروی قهر و سرکوب دولت سرمایه مواجه می شود همچنان به حیات خود ادامه خواهد داد. اما این توفان با تمام قدرت ویرانگری خودانگیخته اش متاسفانه هیچ نشانی از جنبش خودآگاه طبقاتی توده های کارگر علیه سرمایه  ندارد و زیر رهبری جناح اصلاح طلب سرمایه داری  قراردارد. یک شانس بسیار بزرگ اصلاح طلبان همین سطح نازل، فرومانده و فاقد هر نوع استخوان بندی  کارگری و ضدسرمایه داری جنبش اعتراضی جاری است. همان گونه که انقلاب سال 1357 نشان داد، تا زمانی که این جنبش زیر رهبری جناحی از طبقه سرمایه دار است  جز تثبیت و تحکیم نظام سرمایه داری در شکلی دیگر به هیچ نتیجه دیگری نخواهد انجامید. شرط پیروزی طبقه کارگر بر نظام سرمایه داری یا دست کم عقب راندن و تضعیف آن در شرایط کنونی حضور مستقل، خودآگاهانه و سازمانیافته این طبقه در جنبش جاری است.”

میبینید  به زعم اینها  که “خود آگاهی طبقاتی کارگران هیچ نشانی از جنبش خود آگاهی طبقاتی توده های کارگر علیه سرمایه ندارد و زیر رهبری جناح اصلاح طلب سرمایه داری قرار دارد” این فعالین به اصطلاح لغو کار مزدی چگونه آنها را به شرکت آگاهانه در همین جنبش جاری دعوت میکنند؟

و یا ادامه میدهد که:

“همه چیز بانگ می زند که موج مبارزات توده های کارگر و معترض با همه افت و خیزهایش  ادامه خواهد یافت. جنبش جاری از توان و ظرفیت زیادی برای استمرار و گسترش برخوردار است. جنبش اعتراضی جاری اگر چه به دنبال انتخابات و حوادث پس از آن آغازشده و با آن كه هیچ دورنمای كارگری روشنی ندارد و هنوز تا رویش جوانه های واقعی مطالبات و اهداف پایه ای  طبقه كارگر فاصله زیادی دارد، اما در اساس خود نشان انفجار انبار باروتی است که تار و پود آن را دنیای بی حقوقی ها، حقارت ها، سرگشتگی ها، بیكاری ها، گرسنگی ها و فجایع انسانی دیگری تشکیل می دهد که همه و همه از عمق سرمایه و نظام سرمایه داری سرچشمه می گیرند.”

اینجا نیز فعال لغو کار مزدی دنبال آرزوهای دمکراسی خواهی رایج است تا راهی برای مبارزه برای لغو کار مزدی بیابد که خود تصویر میکند. نتیجه گیری از چنین مصیبتی برای یک کمونیست فراخواندن کارگران به شرکت در جنبش جاری نیست.

و در ادامه:

“این همان زمینه ای است که اگر از سوی فعالان آگاه و ضدسرمایه داری طبقه کارگر به درستی مورد توجه قرار گیرد می تواند مسیر رویدادهای كنونی را هر چه بیشتر به نفع طبقه کارگر و جنبش ضدسرمایه داری این طبقه تغییر دهد.”

“اما این استراتژی در مراحل مختلف مبارزه اتخاذ تاكتیك های مختلف را می طلبد. در اوضاع كنونی، لزوم تمركز حمله برای تحمیل بیشترین مطالبات پایه ای كارگران بر نظام سرمایه داری و در همان حال حفظ استقلال طبقاتی كارگران در مبارزه طبقاتی علیه سرمایه حکم می كند كه تاكتیك خود را متناسب با وضعیت خاص جناح های قدرت سیاسی سرمایه اتخاذ كنیم. این تاكتیك همان است كه ما آن را در همین بند هفتم آورده ایم. براساس این تاكتیك، طبقه كارگر از یك سو باید نوك تیز حمله ضدسرمایه داری خود را متوجه كل قدرت سیاسی حاكم و جناح برخوردار از این قدرت كند و، از سوی دیگر، جناح معزول و مغضوب اصلاح طلب را هر چه ضد سرمایه داری تر و طبقاتی تر و بیرحمانه تر افشا كند، جناحی كه پس از رانده شدن به اپوزیسیون عوام فریبانه می كوشد با همسو نشان دادن منافع خود با  منافع كارگران بر موج اعتراض آنان، كه كل نظام را نشانه گرفته است، سوار شود. افشای اصلاح طلبان به ویژه باید بر روی نقد توهم پراكنی این جناح درمورد اصلاح سرمایه داری جهنمی ایران و استقرار سرمایه داری دموكراتیك در ایران و تاثیر مخرب این توهم پراكنی در گمراه كردن مبارزه كارگران تمركز كند. طبقه كارگر باید نشان دهد كه اصلاح طلبی در ایران جریانی است كه هیچ گونه شانس موفقیت ندارد، چراكه از آن سر رانده و از این سر مانده است.”

ما بسیار مایلیم بدانیم که فعالین لغو کار مزدی در مدت این 7 ماه چگونه این تاکتیک استخراج شده از استراتژی شرکت فعال در جنبش جاری را، در خیابانها و در میان 50 و 60 درصدی از شرکت کنندگان کارگر عملی کردند؟ این در حالی است که در همین مدت 7 ماه بر شدت کار و سرکوب در محل های کار کارگران بمراتب افزایش یافته است.

بهر حال اینها همه در مقابل چشمان کارگران کمونیست و همه کارگران اتفاق افتاد. تجربه فعالین لغو کار مزدی در خیابان چگونه بود؟

و ملک چیرخضری بر همین اساس میگوید که:

“بحث فعالین جنبش لغو کار مزدی در رابطه با مشارکت وسیعتر توده  کارگران در جنبش جاری به طور شفاف این است که توده های کارگر در مراکز کار و تولید٫ در محلات و در هر جای دیگر باید با تشکیل شوراهای سرمایه ستیز خویش٫ زیر پرچم جنبش شورائی کارگران٫ با طرح مطالبات ضد سرمایه داری  و با افق روشن لغو کار مزدی در اعتراضات خیابانی شرکت کنند.”

“آنان که مواضع رویکرد ضد سرمایه داری درون جنبش کارگری ایران را نیز تعقیب کرده باشند به خوبی می دانند که در همان روزهای نخست شکل گیری اعتراضات خیابانی٫ فعالان جنبش ضد سرمایه داری بیانیه ای را به نام فراخوان اتحاد فعالان جنبش کارگری برای متشکل کردن طبقه کارگر علیه نظام سرمایه داری صادر کردند و از تمام فعالان جنبش ضد سرمایه داری طبقه کارگر ایران دعوت کردند که با طرح مطالبات پایه ای این طبقه به طور سازمانیافته درجنبش جاری شرکت کنند.

” بنابراین رویکرد ضد سرمایه داری درون جنبش کارگری ایران در اولین موضوع گیری خویش در قبال تحولات جاری و در تمامی موضع گیریهای بعدیش نیز بر اصل سازمانیافتگی آگاهانه و افق دار طبقه کارگر برای شرکت در اعتراضات جاری تأکید کرده است. این رویکرد در معرفی اصلاح طلبان٫ طرح مطالبات کارگران٫ نشان دادن افق و نقد سیاستها ٫ شعارها و راه کارهای جنبش سبز ده ها نوشته منتشر کرده است. در تمامی این نوشته ها هشدار داده شده است که توده های کارگری  که بخش عظیم و اکثریت شرکت کنندگان را در اعتراضات خیابانی تشکیل می دهند چنانچه اقدام به تشکیل شوراهای ضد سرمایه داری خویش نکنند و با پرچم و مطالبات مستقل خویش در این اعتراضات شرکت نکنند٫ به نیروی مادی بخش دیگری از بورژوازی تبدیل خواهند شد. فعالین جنبش لغو کار مزدی به درستی از مواضع این رویکرد حمایت کرده اند”

آدم از این همه درایت کارگری و طبقاتی! در تعجب است، ادعا میکنید که ما اخلاق انسانی را زیر پا گذاشتیم.آیا لازم است توضیح بدهیم که همه چیز و از جمله اخلاق هم طبقاتی است؟ لازم است توضیح بدهیم که مبارزات کمونیستی جنبش انسان های با اخلاق نیست؟ فکر نمیکنید لازم است  شما لطف کرده و اخلاق کارگری  کمونیستی و طبقاتی را فدای جنبش و اخلاق جنبش جاری نکنید؟  بخشی از سرمایه دارها جنبششان را راه انداخته اند، سازمان داده اند، رهبر و شعار و پرچم و همه نماد هایش را بر توده مردمی که خواهان آزادی هستند مسلط کرده اند و فعالین ما برای لغو کار مزدی، کارگران را فرامیخوانند که در همین جنبش شرکت کنند  و برای پوشاندن اوج دمکراسی خواهی شان به دست کارگران پرچم سرخ و مطالبه کارگری و صف مستقل در همان جنبش میدهند.

اینجا دیگر حضور 50 و 60 درصدی کارگران در اعتراضات خیابانی را به هر اندازه باید به پای فعالین لغو کار مزدی هم نوشت. چون نتیجه را هم که همه دیدیم و بیش از 7 ماه که گذشت کسی از این صف مستقل و از این جنبش جاری یک شعار آزادیخواهانه و برابری طلبانه  متعلق به جنبش ما را ندید و نشنید. باید پرسید که چه جریانی واقعا رفرمیست است؟ آنهم از نوع  ”رفرمیسم چپ رژیم ستیزی فراطبقاتی دموکراسی جویانه”

و بالاخره در این مدت که شما مشغول شرکت فعال در “جنبش جاری” بودید ما هم تلاش کردیم به کارگران و کمونیستها و همه آزادیخواهان بگوییم که:

1- دعوا بر سر چیست؟ دعوا بر سر سرنگونی جمهوری اسلامی نیست.2- دنیا طبقاتی است،3- سرمایه دار دمکرات نداریم،4- سرنگونی داریم تا سرنگونی،5- برای بورژوازی، جز سود، همه چیز قابل معامله است: دوستان مردم کیانند؟،6- مبارزه برای آزادی از مبارزه برای برابری جدا نیست، 7- قابلیت های جمهوری اسلامی،8- برای پیروزی بر جمهوری اسلامی باید سازمان و قدرت پیروزی را داشت،9- کمونیسم و طبقه کارگرِ بی سازمان، بنا به تعریف پاسیو است و 10-  باید به حزب حکمتیست پیوست

اینها درسهایی است که در این “جنبش جاری” ما باز هم آموختیم و همه کمونیستها و کارگران آگاه ضروریست که یکبار دیگر به آنها برگردند.

برای مطالعه متن کامل 10 مورد بالا لطفا به این لینک مراجعه کنید، http://hekmatist.com/300909DC.html تشخیص بین رفرمیست های فعال در جنبش جاری با پرچم سرخ و مطالبات کارگری! و کمونیستها را میتوانید به آسانی ببینید.

24 دی 1388

14 ژانویه 2010

کارگران آگاه و متحد همه چیز، کارگر منفرد هیچ چیز

دسته‌ها: asad golchini — golchini @ 10:02 ب.ظ

کارگران آگاه و متحد همه چیز، کارگر منفرد هیچ چیز

نکاتی در باره بیانیه فعالین “لغو کار مزدی”

اسد گلچینی

اتحاد طبقه کارگر بر علیه شرایط موجود که نظام سرمایه بر آنها تحمیل کرده فقط  در  محل کار و زیستشان معنی دارد. کارگران با مبارزات اقتصادی و سیاسی خود قادر به ایجاد صفی متحد و مستقل خواهند شد و با اتکا به قدرت اتحاد خود در برابر سرمایه داران و در دست داشتن اهرم اقتصادی میتوانند شر استثمار و سرکوب و دیکتاتوری را از سرجامعه کم کنند ، مبارزه برای آزادی و برابری در جامعه از این مسیر عبور میکند. تحولات بعد از “انتخابات” در ایران یکبار دیگر این امر را اثبات کرد. اگر کمونیستها و کارگران قادر به پیشبرد این اهداف نشدند، که نشدند، راه حل باز همین است  و این با مبارزه برای دور کردن معضلات و رفع اشتباهات ممکن است. شرکت کارگران بصورت منفرد ولوفعال در جنبش های بورژوایی ازجمله  جنبش سبز راه بجایی نخواهند بود و در بهترین حالت باز هم سربازان فداکار این جنبش ها میشوند. فعالین “لغو کار مزدی” یکی از گروه هایی است که کارگران را به این راه هدایت میکند. آنها در بیانیه خود میگویند:

بدون تردید بیش از 50 تا 60 درصد کل شرکت کنندگان در تمامی خیزش ها و راه پیمائی های خیابانی نیز توده های طبقه ما هستند…. ما مشارکت وسیع داریم اما این مشارکت باید بسیار گسترده تر شود، هم زنجیران ما در کارخانه ها و مراکز تولید و کار نیز باید در صفوف مقدم اعتراضات قرار گیرند. از این مهم تر و اساسی تر، کارخانه ها و محیط های کار، خود باید سنگرهای پرخروش و نیرومند اعتراض، اعتصاب، مبارزه، مقاومت و تصرف کارخانه توسط ما شوند. مراکز کار و تولید باید در همه جا نقش کانون های واقعی جنگ علیه کل وضعیت موجود و علیه نظام اجتماعی حاکم را احراز کند و سایر بخش های طبقه ما را به سوی خود فرا خواند.”

“شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه یا دیکتاتوری در جای خود واجد اهمیت است. اما نکته اساسی آن است که عظیم ترین بخش مطالبات فوری ما در میدان اعتراضات روز اصلاً  به چشم دیده نمی شود و بر زبان ها جاری نمی گردد.”

سوال این است که کارگر چگونه ” نقش کانون های واقعی جنگ علیه کل وضعیت موجود و علیه نظام اجتماعی حاکم را احراز کند و سایر بخش های طبقه ما را به سوی خود فرا خواند. … “؟ چگونه این در صد بالای شرکت کنندگان کارگر در این اعتراضات افقشان را پیش رو قرار میدهند؟ کارگر منفرد در چنین جنبش که امروز در خیابان است کدام افق را دارد؟ آیا افق این در صد از کارگران همان افقی نیست که در خیابان بر توده های شرکت کننده غالب است؟ پاسخ فعالین “لغو کار مزدی” این است که کارگران در این اعتراضات فعالتر شوند و صف مستقل طبقاتی و جنبش مطالباتی شان را پیش رو قرار بدهند. دروضعیت مصیبت بارکنونی که طبقه کارگربیشترازقبل به عقب رانده شده چگونه کارگران منفرد قادر به اتحاد و تحقق مطالباتشان میشوند؟ اینها  تناقضات پایه ای است که شما در آن گرفتار هستید.

“لغو کار مزدی” با ظاهر چپ همیشگی وقتی به سراغ فراخوان به کارگران میرود تا  در تحولات جاری نقشی ایفا کنند، سر از دمکراسی خواهی رایج نوع سبز در میاورد. همان دمکراسی که بعد از انتخابات 22 خرداد و تا هم اکنون جلو این جنبش قرار داده شده است شرکت 50 ، 60 درصدی کارگران معنی اش دادن سربازان بیشتری از کارگران به این جنبش  و عمق توهم بیشتر در میان کارگران را میرساند. کارگران با این گونه راه حل های رایج که امثال فعالین “لغو کار مزدی” مبنی برمشارکت گسترده ترکارگران درجنبشهایی ارتجاعی بورژوایی ارائه میدهند ذره ای آزادی برای خود و جامعه بدست نخواهند آورد. اگر طبقه کارگر سازمانیافته در محل کار و زندگیش بحرکت در نیاید ازدست کارگر منفرد درخیابان کاری ساخته نیست. طبقه کارگر تنها و تنها در اتکا به سازماندهی نیروی خود در محل کار و زیسش است که قادر به رویارویایی با طبقه سرمایه دار و سرکوب و دیکتاتوری در جامعه است. گروه “لغو کار مزدی” و دیگر چپ ها که در این دوره توده ها و خیابان، فاکتورهای اصلی برای پیشبرد افقهای مورد نظرشان بود، حال با هر نامی، قادر به درک این مساله “کوچک” ما کمونیستها و مبارزه طبقاتی نشدند.

کارگران بعنوان طبقه وقتی میتوانند نقش خود را به این عنوان ایفا کنند که در کارخانه و محل کار و محل زندگیش مبارزه اش را سازماندهی کرده باشد. وقتی میتواند برتحولات جاری در خیابان و دانشگاه تاثیر بگذارد که توانسته باشد سرمایه دار و دولتش را در محل کارش به مبارزه بطلبد و خواست هایش را یکی بعد از دیگری متحقق کند. طبقه کارگر وقتی میتواند بر مبارزات خیابانی و توده هایی که زیر رهبری سبز قرار گرفته ند تاثیر بگذارد که در کارخانه و محل زندگیش اساسا از طریق مبارزه اقتصادیش با این مبارزات درگیر و مرتبط شود و خواست آزادی تشکل و اعتصاب و آزادی بیان و تجمع و … را با اهرم مبارزه اقتصادی که گلوی سرمایه داران از خامنه ای و سپاه تا  صاحبان بانکها وصنایع را گرفته است، به خیابان بکشد و توده  ها را با شعار ها و خواستهای خود همراه کند. کارگر منفرد در خیابان و کارگرانی که هر روزه از محل کار به خیابان میروند تا مرگ بر دیکتاتور بگویند فقط سیاهی لشکرجنبش سبز وموسوی و کروبی خواهند شد. کارگران کمونیست و آگاهی که دنبال این افق و سیاست ها هستند و فراموش کرده اند که رهایی کارگران از بردگی کنونی تنها با سازماندهی آنها در محل کار و زیست ،ممکن است دقیقا به لشگر بورژواها خدمت میکنند.

این مساله “کوچک” در سیستم نظری و پراتیکی این رفقا و بسیاری از چپ که شیفته رسیدن به دمکراسی سبز به هر قیمتی است، غایب است، نقش طبقه کارگر مستقیما از نقش اجتماعی او در اقتصاد و سیاست در میاید و نه نقش  کارگران بصورت فردی.  این گروه نیز همچون بسیاری ازاحزاب و سازمانهای سیاسی چپ هم افق و یا دنباله رو جنبش سبز، آرزوهای خود را از همین طریق دنبال می کند و نقش طبقه کارگر به همین دلیل از سیستم آنها حذف شده است و علاقمندیشان به کارگر بعنوان فقرا و بیچارگان در جامعه که شایسته این همه رنج و محنت و سرکوب و بی حقوقی نیستند معنی دارد. از این روست که فعالین لغو کار مزدی و کمیته هماهنگی نه نیازی به طبقه کارگر برای جنبششان می بینند و نه به حزب کمونیستش احتیاج دارند.

15 دیماه 88

5 ژانویه 2010

19/12/2009

ضرورت نقد و بازبینی “مبارزات کارگران تعرضی است”

دسته‌ها: asad golchini — golchini @ 2:39 ب.ظ

ضرورت نقد و بازبینی “مبارزات کارگران تعرضی است”

اسد گلچینی

تعرضی بودن ویا دفاعی بودن مبارزات کارگری، از آن مواردی است که باید مورد بررسی قرار بگیرد. این نظریه و سیاست که “مبارزات طبقه کارگر تعرضی است” عملا یکی از داده ها در بخشی از جنبش کارگری است. رسیدن به پاسخ درست بدون شک نمیتواند بی توجه به وضعیت طبقه کارگر و سطح مبارزاتش باشد. بخش قابل توجهی که اساسا از محافل و جمع های فعالین چپ فعال و یا علاقمند در مسایل و مبارزات کارگران هستند تاکنون حامل این نظریه بوده اند، بخشی از جریانات سیاسی همچون حزب کمونیست کارگری هم از مدافعان و مبلغین این نظریه بوده است.

نقد و بازبینی این تصور و نظر، میتواند بسیاری از فعالین کارگری و کمونیست را به شناخت درستی  از چگونگی سازمانیابی مبارزه اقتصادی کارگران، سطح این مبارزات و نحوه ارتقا آن در میان طبقه کارگر، دخالت آگاهانه و سازمانیافته کارگران در هر تحول اجتماعی و سیاسی و دنبال کردن خواستهای سیاسی و اقتصادیش و سازماندهی انقلاب کارگری برساند. بویژه اینکه تحولات بعد از ” انتخابات”22  خرداد 88  تا هم اکنون،ضرورت این بازبینی را برای همه مبارزین جنبش کارگری و گرایش کمونیستی و کارگری در این جنبش دو چندان کرده است.

این نوشته به خطوط کلی این بحث میپردازد.

نظریه “مبارزات کارگران حالت تعرضی دارد” صرفا نمیتواند از زاویه یک مشاهده ساده باشد، مدافعان آن، مدعی سطحی از مبارزه طبقاتی بین کارگر و سرمایه دار هستند که سرمایه داران و دولتشان از طرف  طبقه کارگر مورد تعرض برای بدست آوردن موقعیت مناسبتری است. در چنین موقعیتی کارگران شرایط کار مناسبتر و سطح معیشت و سازمانیابی بهتری برای دفاع از موقعیتش را به طبقه سرمایه دار و دولتش تحمیل کرده است. و این سوال پیش میاید که چرا درست هنگامی که در جامعه تحولاتی سیاسی صورت میگیرد و شرایط برای ادامه این تعرض مناسبتر میشود، طبقه کارگر و کلا جنبش کارگری ( مبارزات کارگری و تشکل ها و احزاب و گرایشات مختلف کارگری) غایب است؟ مدافعین این نظریه “جنبش کارگری در حال تعرضی است” در برابر این سوال و باز نگری واقعی قرار میگیرند که اگر مبارزات کارگران تعرضی است چرا از فضای  بعد از “انتخابات” 22 خرداد 88  بر علیه کل بورژوازی و دولتش از آن استفاده نشد؟

تحولات بعد از 22 خرداد نادرستی این تصور و فاکتورهای غیر واقعی اش را آشکارکرد

سالهای 83 تا 88 دورانی است که این نظریه بیش از پیش شکل گرفت و  متکی به فاکتورهای واقعی اما آکسیونی و بسیار دفاعی بود. از جمله: مبارزه بخشی از کارگران در محل های کار که بسرعت یا تعطیل میشدند و یا کارگران را اخراج میکردند. مبارزه این کارگران و کارگران بسیاری کارخانه ها برای حقوق های معوقه و پرداخت نشده. بخشی از رهبران و فعالین کارگری خارج از محیطهای کارگری در اشکال مختلف فعالیت علنی و گسترده ای داشتند. فعالیت های  بسیاری از فعالین و سازمانهای چپ در جریان بود و اعتصاب و تشکل یابی های مختلفی که اساسا در این چهارچوب بود. چنین نظریه ای بیشتر منتج از این وضعیت بود.

همین دوره چند ساله در عین حال این را هم نشان داد  که تعرضی نامیدن جنبش کارگری و مبارزات کارگران نه بر اساس فاکتورهای واقعی قدرتمند شدن مبارزه طبقه کارگر و دفاع از سطح معیشت و شرایط کاری مناسب، بلکه مبارزات بخشی از طبقه کارگر که در سخت ترین شرایط  بکار گرفته شده است و از حداقل زندگی و  نا امنی شغلی برخوردار است که باید برای آن شروط بردگی را هم حتی پذیرفت، استوار است.و اینها باز هم به معنای تعرضی بودن نیست.

آکسیونها و مبارزات کارگران در مناسبتها و مبارزات مختلف که عملا و بدرست بر علیه  فضای اختناق و استبداد هم بوده است از نظر این مدافعان همواره به فاکتورهای تعرضی بودن این مبارزه افزوده شده و خیلی مواقع  مبنای این نظریه قرار گرفته است. و در واقع در همان سطح دفاع از موقعیت تحمیل شده بوده است. مبارزات کارگری بر خلاف این تصور همچنان دفاعی بوده و در واقع از دفاعی هم عقب تر است، چونکه تعرض سرمایه دار و دولتش به طبقه کارگر آنچنان ابعادی بخود گرفته است که دفاع از آنچه کارگران داشتند باز هم مساله اصلی این مبارزه نبوده است. چرا که در مجموع کارگران پراکنده تر و در وضعیت ناامنی بسیار بیشتری از هر لحاظ بوده اند و سطح خود اگاهی آنها و همچنین درجه تشکل یابی شان در برابر سرمایه داران و دولت بر اثر تحمیل این شرایط و سرکوب شدید بیشتر نشده است.کارگران قادر به تعرض به سرمایه دار و قوانین دولتش نیستند و حتی با اتکا به قدرت خود قادر به آزادی اسیرانش از زندان آنها نیست. و این در حالی است که موقعیت سازمان های کارگری و احزاب و جریانات سیاسی درون جنبش کارگری هم به همین شکل ضعیف بوده است و اینهم شاخصی برای این وضعیت دفاعی است چرا که عدم وجود تشکل های سازمانیافته و از جمله تشکل های کمونیستی کارگران مانند کمیته های کمونیستی کارگران در محل کار و زیست شرط هر گونه پیشروی از سطح مبارزات کنونی در مبارزه طبقه کارگر است.

تحولات بعد از 22 خرداد در ایران و غیبتی که طبقه کارگر و کمونیستها برای پیگیری مبارزات و مطالبات خود داشتند، بهترین محک برای بررسی این نظریه است که آیا مبارزه کارگران تعرضی است و یا دفاعی و از هر کدام چه استنتاجاتی برای جنبش کارگری بدست میاید. تا قبل از این رویدادها هر گونه بحث و مخالفت مخالفان این نظریه در میان فعالین کارگری  مدافع این سیاست، با آوردن فاکت از سطحی ازمبارزات که فوقا اشاره شد و یا ازجمله جاده بستن ها، اعتصابات و آکسیونهای کارگری و مراسم های اول ماه مه و دفاع از حقوق کودکان و برپایی ان جی او ها و حتی خواندن سرود انترناسیونال در خاوران و … پاسخ میگرفت و مدافعان این نظریه بر اساس این فاکتورها نتیجه میگرفتند  که مبارزات کارگران تعرضی است.

فعالین جدی و رهبران کارگری و کمونیستها نمیتوانند در این سطح خود را راضی نگهدارند و باید دنبال پاسخ واقعی باشند.لازم است مبانی این نظریه در میان این بخش از مبارزین چپ و کمونیست که مبارزات کارگری را تعرضی میدانند را شناخت، و تصور درست و شاخص های مهم از مبارزات تعرضی طبقه کارگر و بویژه در مهمترین مراکز کارگری داشت. کمونیستها در محل کار و زیست چنانچه این مشاهده ساده از وضعیت زندگی و مبارزه  طبقه خود را نداشته باشند بدون تردید در سازماندهی هر مبارزه اقتصادی و در تحولات سیاسی و اجتماعی، افق و آرزوهایش دنباله رو قطب نمای جنبش های در صحنه خواهد شد. و چنانچه دیدیم قطب نمای جنبش سبز موسوی و اعتراض و خواست جنبش های بورژوایی در چند ماه گذشته، بسیاری را با خود همراه کرد. و این در حالی است که کارگران بر اثر موقعیت  دفاعی خود قادر به برپاکردن سازمانها و تشکل های خود در کارخانه و محلات برای برافراشتن پرچم خواست و مطالبات خود برای زندگی بهتر وآزادی و برابری نشدند.

آکسیونهای کارگران در چند سال گذشته برای پرداخت دستمزدهای معوقه، برپایی اعتصابات و راه پیمایی ها و تحصن ها، صدورقطعنامه ها وجلب حمایتهای واقعی یا غیرواقعی، ایجاد سایت های انترنتی وجمع آوری امضا ها،برگزاری اول ماه مه ها، سازماندهی تشکل های فعالین کارگری و در مواردی احیا وسازماندهی تشکل های توده ای کارگران و … هر چند گسترده، باز هم  قادر به بیان رابطه تعرضی این مبارزات نیست.  مدافعان این نظریه نادیده میگیرند که کارگران چنانچه امنیت شغلی و سطح معیشت مناسب را از دست دادند و سرمایه داران شرایط خود را بر آنها تحمیل کردند صرفا با این سطح از مبارزات به خصوصیات  تعرضی نمیرسد. موقعیت تعرضی باید واقعی و در کار و زندگی کارگران ملموس باشد. سطح معیشت و شرایط کار مناسب و امن برقرار شود و در سطح اجتماعی و بین سرمایه دار و کارگر این توازن برقرار باشد و قابل روئیت باشد و …

نتیجه اینکه:

مبارزات کارگران دفاعی بوده و هست. کارگران صرفا با تکیه بر خشم و نفرت  ناشی از وضعیت تحمیلی نمیتوانند موقعیتشان را تغییر بدهند. این مطلقا کافی نیست. مدافعان “مبارزات کارگری تعرضی است” نادیده میگیرند که قرارداد های موقت و تعرض به کارگران در ابعاد میلیونی و عقب راندن آنها به حفظ کار بهر قیمت و با اضافه کاریهای زیاد، طبقه کارگر و مکانیزم مبارزه اش را دچار خلل جدی میکند. نادیده میگیرند که تعرض سرمایه داران و دولتش برای خصوصی سازی ها را باید با تعرض بیشتر برسطح معیشت کارگران و ممنوعیت هر نوع آزادی و تشکل و … اش دنبال کنند. و همه اینها موقعیتی بمراتب دفاعی تر از دفاعی به مبارزات کارگران و در کل طبقه کارگر داد.

این سیاست و نظریه درزمینه مبارزات وسازمانیابی واقعی کارگران درمحیط کار وزیست، تا کنون مانع دست یابی و شناخت درست در میان بخشی از فعالین چپ و کمونیست در جنبش کارگری شده است.از جمله در اتکا بر این سیاست “تعرضی بودن مبارزه طبقه کارگر” بود که بخشی از این طیف به جنبش سبز امید بستند و برآن تکیه زدند. و حزب کمونیست کارگری  و فعالینش هم که مدافع چنین نظریه ای بودند را  وارد  ”انقلاب” کرد.

این سیاست را لازم است نقد کرد و کنار گذاشت. ما در چنین تصور و نظریه ای شریک نبودیم. بیانیه کمیته مرکزی ما “درسهایی که باید آموخت”  بررسی وضعیت دوره بعد از “انتخابات” و موقعیت و نقش کمونیستها را ترسیم کرده و ملزومات برای تغییر موقعیت  طبقه کارگر و کلا جنبش کارگری را نشان میدهد. خواندن این بیانیه را به همه فعالین کارگری و کمونیستها توصیه میکنیم.

29 آذر 1388

20 دسامبر 2009

08/12/2009

به کارگران ساپکو، نامه به احمدی نژاد را پس بگیرید

دسته‌ها: asad golchini — golchini @ 2:48 ب.ظ

به کارگران ساپکو، نامه به احمدی نژاد را پس بگیرید

اسد گلچینی

در ١٦ آذر ٨٨ جمعی از کارکنان شرکت ساپکو (طراحی مهندس و تامین قطعات ایران خودرو) خواستار تبدیل وضعیت استخدامی کارگران پیمانکار به قراردادی طبق بخشنامه شماره ٥٨١٨٥ مورخ ١٧/٤/٨٦ شدند.
آنها به احمدی نژاد مینویسند که:

“احتراما اینجانبان جمعی پرسنل پیمانکار شرکت ساپکو(طراحی مهندسی و تامین قطعات ایران خودرو) با حداکثر ١٥ سال سابقه خدمت در این شرکت همچنان به صورت پیمانی، مشغول بکار هستیم که با امید به آینده ای روشن در سایه لطف و عنایت خداوند متعال و به پشتوانه دولت عدالت محور چشم به راهی دوخته ایم که سرانجام آن عدالت و رفع تبعیض است. ”
(تاکید از من است)

“جناب آقای رئیس جمهور علی رغم دستور صریح جنابعالی مبنی بر تبدیل وضعیت استخدامی کارگران پیمانکار به قراردادی طبق بخشنامه شماره ٥٨١٨٥ مورخ ١٧/٤/٨٦ و تاکید وزیر محترم صنایع تاکنون این دستور اجرا نشده است. لذا از آن مقام محترم عاجزانه تقاضا داریم که به مشکل ما رسیدگی فرمائید و به این بی عدالتی پایان دهید چرا که رفع بی عدالتی از شاخصه های اصلی دولت جنابعالیست. ” (تاکید از من است)

این نامه در ایلنا تحت عنوان “استمداد کارگران پیمانکاری ساپکو از رئیس جمهور” منتشر شده است http://www.ilna.ir/newsText.aspx?ID=94110 و در وب لاگ خودرو کار http://khodrokar.blogfa.com/   که عنوان  وبلاگ کارگران ایران خودرو را دارد و درست در تقابل با بسیاری از تجارب و مبارزات تاکنونی کارگران ایران خودرو، “اعتراض کارگران پیمانکار ساپکو به قراردادهای موقت” هم نام گرفته است و تبلیغ شده است! انگار از نظر این دوستان هر اعتراضی حتی اگر خرافات بسیاری بر علیه کارگران را هم در برداشته باشد برحق است. نامه به ضمیمه میاید.

بدیهی است که کارگران به همه اشکالی که بتوانند خواستار حق خود میشوند. بدیهی است که باید این کار صورت بگیرد و بدیهی است که باید ذره ذره حقوق کارگران و خواست هایشان از حلقوم سرمایه داران و دولتشان بیرون بیاید و این در صورتی ممکن است که کارگران و قبل از آن رهبران و پیشروانشان به این سطح از توان و توقع برسند. اما اگر چنین نیست، نامه های این چنینی هم نوشته میشود و مورد تبلیغ هم قرار میگیرد.

متاسفانه باید گفت که استمداد کارگران و کارکنان ساپکو نمونه ای از توهم و استیصال است که در میان کارگران وجود دارد و اینگونه هم میتواند استمداد! خود را به رئیس جمهور برساند. این نمونه افراطی از استیصال و درماندگی است. درمانده و مستاصل از حق طلبی و مبارزه جویی کارگران و در مانده از اتکا به اتحاد خودشان و در اتکا به نیروی متحد هزاران کارگری که در همان ایران خودرو برای خواستهایشان مبارزات فراوانی داشته اند.

هم اکنون استخدام کارگران به شکل پیمانی و حتی قرار دادی معضله جدی کارگران در سراسر ایران است و میلیونها کارگر  و بیش از ١٠ میلیون نفر از خانواده های کارگری را در بر گرفته است. این نامه عمق توهم نویسندگان و حامیانش را به دولت سرمایه داران نشان میدهد. این چنین نامه هایی باید توسط کارگران آگاه به منافع  طبقه کارگر و بویژه کمونیستها دور ریخته شود و به جای آن پاسخ درست سیاسی و طبقاتی داده شود و اتکا به مبارزه کارگران جایگزین شود. این نمونه ای از درد امروز طبقه ماست که در کنار سرکوب و استثمار وحشیانه زمین گیر شده است.

توهم به دولت

نیت شما هر چه باشد، فشار بر شما هر اندازه بیشتر شده باشد و هزینه زندگی کمتری داشته باشید که دارید، هیچکدام نمیتواند بهیج عنوانی توجیه کننده خرافه ای باشد که شما دارید به خورد کارگران میدهید و آنهم این است که گویا دولت سرمایه داران عدالت خواه و داد پرور است. اینها به هیچ عنوان نمیتواند توجیه کننده استمداد و کمک از رئیس دولت سرمایه داران برای حل مشکل شما باشد. کارگران آگاهانه میتوانند و باید تلاش کنند از هر طریقی به رئیس دولت سرمایه داران و هر کارفرما و اداره ای نامه هم بنویسند٬ خواست ومطالبات خود را بیان کنند و به بی حقوقی و بی عدالتی اعتراض کنند٬ به آنها به عنوان عاملین این وضع اعتراض کنند و رئیس دولت و صاحبان سرمایه را زیر فشار بگذارند.  اما این نامه صرفا توهم و استیصال را نشان میدهد. بویژه وقتی عمق این توهم بیشتر میشود که خودتان میگویید دو سال و نیم قبل یعنی در تیر ٨٦ وزیر کابینه احمدی نژاد در این مورد بخشنامه کرده است و هنوز هم جوابی دریافت نکرده ایم. در چنین وضعیتی باز هم راه حل را در این دیده اید که به رئیس جمهور “عدالت پرور”و رئیس دولتی که “سرانجام آن رفع تبعیض و عدالت است” استمداد کنید؟  این عمق توهم پراکنی به دولت سرمایه داران است  که مدافع شما و حتی تغییر قرارداد کار از پیمانی به قراردادی نیست. این دولت وظیفه اش حفظ بازار کار ارزان برای سرمایداران است و وظیفه اش سرکوب هر اعتراضی به این مناسبات است، این دولت سرمایه داران است که با سرعت سرسام آوری اقتصاد را باید با نیاز های طبقه سرمایه دار در ایران و جهان تنظیم کند، خصوصی سازیها را توسط سپاه و وزارت اطلاعات به سرانجام برساند و طرح یارانه ها را اجرا کند، مگر شما این را با تمام وجود نمیتوانید درک کنید؟ مگر همه کارگران ایران این را نمیدانند؟ ، و شما به اینها عدالت خواهی میگوئید!

دوستان عزیز! دولت نماینده طبقه حاکمه است، دولت ابزار سرکوب طبقه حاکمه است و این مساله آنچنان در میان شما بی معنی شده است که به دولتی که در مقابل دیدگان همه کارگران،استثمار و سرکوب را برای رسیدن به این اهداف دنبال میکند ناپدید شده است. این عمق توهم به دولت سرمایه داران و رئیس آن است و سرخورده و مستاصل از نیروی ای که باید متحد شود و با اتکا به مبارزه و خواستش اینها را عقب بزند.

سرگردان در میان آرزو ها و زندگی واقعی

این نوع نامه ها نه تنها بخشی از فرهنگ اعتصاب شکنی است٬ بلکه بدترین توهم به دولت ها و جناح های مختلف بورژوازی در ایران است.

درمیان شما کارکنان و کارگران ساپکو و هزاران کارگر ایران خودرو، و … کم نیستند کسانی که با آرزوی برنده شدن موسوی در “انتخابات” روزها و ماه های گذشته را سپری کردند. هنوز هم “دولت کودتا” بر زبان بسیاری از همکاران و همفکران جاری است و هنوز هم با اغماض به اهدافی که موسوی و کروبی و رفسنجانی دارند نگریسته میشود. هنوز هم امید به ١٣ آبان ها و روز قدس و دیروز ١٦ آذر که دانشگا ها را سبز کرد و لابد تاسوعا آشورای سرخ! که در راه است از دست نرفته است. از سویی آرزو برای اینکه مثلا اینها بتوانند استبداد را براندازند و از سوی دیگر میدانید که خزانه دست رئیس جمهور “عدالت خواه” است و بالاخره تصمیم گرفتید که هم این آرزو ها را داشته باشید و هم زندگی را با استمداد از احمدی نژاد بهبودی بدهید و بدتر از آن دولت این جانیان به حال زندگی و کار طبقه کارگر و مردم محروم را عدالت خواه به کارگران و خواننده هایتان معرفی کنید و خطاب به احمدی نژاد بگویید که ” رفع بی عدالتی از شاخصه های اصلی دولت جنابعالیست. ” و این برای طبقه کارگر و مبارزینش شرم است.

اینجا نیز عمق توهم باز هم به سرمایه داران و دولتشان بیشتر خودنمایی میکند. دولت جمهوری اسلامی با موسوی و رفسنجانی و کروبی و احمدی نژاد را طبقه کارگر ایران  تجربه کرده است.  جنبش سبز  هم هیچ چیزی جز دست بدست شدن قدرت در بین اینها نیست و هر گونه توهمی به این برای کارگران به معنی سمی است که اکنون از نامه شما بیرون زده میشود و کارگران و طبقه کارگر را بیش از بیش به میدان خاموشی و سرکوب و استثمار میبرد. این توهمی است که در میان اقشار و طبقات دیگر اجتماعی و احزاب و جریانات سیاسی شان از چپ تا راست در شش ماه گذشته به حد وفور دیده شد و دقیقا در چنین فضایی چنین نامه هایی ممکن میشود.

کارگران با مصاف های بسیار بیشتری برای رها کردن خود از این همه عوامفریبی و توهم روبرو شده اند این در حالی است که شما خبر دارید که رفقایتان را بخاطر دفاع از حق کارگر ابتدا دستگیر و زندانی و بعد برای خاموش کردن بیشتر کارگران آگاه، از کار هم اخراج میکنند. و میدانید که برای دفاع از حق حرف زدن کارگری که خواهان زندگی و کار بهتری است و بر علیه کار قراردادی و پیمانی است باید سالها در زندان باشد و هر هفته کتک بخورد، یک یک و دو دو آنها را در  کارخانه و محل زندگی و خیابان دستگیر و زندانی کنند و آنها را به شلاق بکشند و … اینها را شما با خبرید و باز هم به رئیس دولتی که بسیار آگاهانه مسیر “رفع بیعدالتی” را بوسیله سپاه پاسداران و اطلاعات دنبال میکند٬ طلب کمک میکنید و بدتر اینکه اینها را این چنین معرفی میکنید. این دروغی است که متاسفانه در میان شما بعنوان کارگران ساپکو و حداقل این بخش از درخواست کنندگان استداد از رئیس جمهور به واقعیت تبدیل شده است.

نامه را پس بگیرید

هر کارگر  مبارز و آگاهی از چنین نامه ای بر آشفته خواهد شد. هر کارگر کمونیستی که در میان آرزوهای رای به موسوی و عدالت خواهی احمدی نژاد گیر نکرده باشد به عمق این کار که در جهت تحمیق و ضد آگاهی طبقاتی است نگران میشود. این راهی است که مطلقا نباید بوسیله ما کمونیستها در هر جا و در میان کارگران که هستیم  مورد اغماض قرار بگیرد. وب لاگ “خودرو کار” لابد در این توهمات شریک است که آنرا برای انتشار بیشتر درج کرده است. این را نباید دامن زد. بلکه بر عکس بسیار رفیقانه عمق ضد کارگری بودن این برخورد و افکاری که آنرا مهندسی کرده است  را نشان باید بدهیم.

این نامه میتواند شروع مناسبی برای انتخاب راه های درست بوسیله کارگران آگاه و سوسیالیستی  بشود که هیچوقت به دولت های احمدی نژاد و موسوی و رفسنجانی و امثالهم  توهمی نداشته اند. و نه تنها این بلکه با تلاش روشن و کمونیستی و با توجه به درسهای ٦ ماه جنبش سبز در ایران باشد.  کارگران  برای متحد کردن و آگاه شدن  به منافع امروز و آینده شان باید این تلاش را بکنند. امروز کارگران آگاه با یک حساب سرانگشتی میتوانند درییاند که خصوصی سازیها بوسیله سپاه و اطلاعات رژیم چه فلاکت وحشیانه و پادگانی را رقم خواهد زد و چه وضعیتی در انتظار طبقه کارگر و مردم محروم است. و باز هم با یک حساب سرانگشتی میتوان پی برد که طرح یارانه ها که امروز ممکن است پولی از دولت”عدالت خواه ” به جیب کارگران وارد کند چگونه فردا ٥ برابر آن را از سبد خرید خانواده های کارگران در میاورد. لابد از نظر شما این یکی از “عدالت خواهی” های دولت است! در حالی که این وضعیت باز هم استثمار شدید تر، اضافه کاری بیشتر و فلاکت و نا امنی بیشتری را بر کارگران از آنچه امروز هست تحمیل میکند.

نامه اخیر کارگران ساپکو نه تنها باید پس گرفته شود بلکه باید به بحثی پیرامون راه حل کارگران برای مبارزه در میان کارگران کمونیست و آگاه در چاره یابی برای بیرون رفت از وضعیت سیاسی و اقتصادی کنونی منجر بشود. علاقمندان را به پاسخ ما جلب میکنم تحت عنوان “آنچه باید آموخت” http://hekmatist.com/300909DC.html.

17 آذر 1388

8 دسامبر 2009

___________

ضمیمه

در نامه‌اي به احمدي نژاد مطرح شد؛

استمداد کارگران پیمانکاری ساپکو از رئیس جمهور

آقای رئیس جمهور علی رغم دستور صریح جنابعالی مبنی بر تبدیل وضعیت استخدامی کارگران پیمانکار به قراردادی طبق بخشنامه شماره 58185 مورخ 17/4/86 این دستور اجرا نشده است/به این بی عدالتی پایان دهيد.

ايلنا: جمعی از کارکنان شرکت ساپکو (طراحی مهندس و تامین قطعات ایران خودرو) خواستار تبدیل وضعیت استخدامی کارگران پیمانکار به قراردادی طبق بخشنامه شماره 58185 مورخ 17/4/86 شدند.
به گزارش ایلنا، متن کامل این نامه به شرح ذیل است:
احتراما اینجانبان جمعی پرسنل پیمانکار شرکت ساپکو(طراحی مهندسی و تامین قطعات ایران خودرو) با حداکثر 15 سال سابقه خدمت در این شرکت همچنان به صورت پیمانی، مشغول بکار هستیم که با امید به آینده ای روشن در سایه لطف و عنایت خداوند متعال و به پشتوانه دولت عدالت محور چشم به راهی دوخته ایم که سرانجام آن عدالت و رفع تبعیض است.
ما که افتخارمان این است که از فرزندان این انقلاب هستیم و خون و سرشتمان با این نظام و انقلاب عجین شده این سوال دغدغه ذهنیمان شده است که چرا باید در مجموعه ای کارکنیم که نابرابری و بی عدالتی وجود دارد؟ چرا باید در یک مجموعه که همگی کنار هم برای یک هدف مشترک کار انجام می دهند خیلی ها از این امکانات بهره ببرند ولی نیروی پیمانکار بایستی افسوس این امکانات را بخورد و خون دل بخورد ودم نزند.
جناب آقای رئیس جمهور علی رغم دستور صریح جنابعالی مبنی بر تبدیل وضعیت استخدامی کارگران پیمانکار به قراردادی طبق بخشنامه شماره 58185 مورخ 17/4/86 و تاکید وزیر محترم صنایع تاکنون این دستور اجرا نشده است.لذا از آن مقام محترم عاجز انه تقاضا داریم که به مشکل ما رسیدگی فرمائید و به این بی عدالتی پایان دهید چرا که رفع بی عدالتی از شاخصه های اصلی دولت جنابعالیست.
در پایان از جنابعالی و همکاران محترمتان که در اعتلا و استواری نظام اسلامی تلاش می کنید تشکر و قدر دانی می نماییم.
رونوشت این نامه به محرابیان وزیر صنایع و معاون، نجم الدین مدیرعامل شرکت ایران خودرو و محمدی مدیرعامل ساپکو ارسال شده است.
گروه کارگری ایلنا آمادگی دارد پاسخ دفتر رئیس جمهور يا دفتر وزیر صنایع و معادن و يا مدير عامل شركت ايران خودرو را منتشر کند.
پایان پیام

1388/9/16 – 10:40
کد خبر : 94110

29/11/2009

معضل حزب کمونست کارگری و شرکا در تغییر شعار نیست

دسته‌ها: asad golchini, مقالات — golchini @ 2:10 ب.ظ

ارکستر حاشیه نشینان متزلزل براه افتاده است تا به حزب کمونیست کارگری و اپورتونیسمش کمک کند که سوالات اصلی “انقلابی” که به آن مشغول بودند را دور بزند. اینها اکثرا با طرح سوالات و اظهار نظرهای حکیمانه و انحرافی “خارج” میزنند تا به مساله اصلی و مشترکی که همراه با حزب کمونیست کارگری داشتند برنگردند. جالب این است که این ارکستر حاشیه نشین بهتر از ما میداند که کنگره برای این جریان فقط جای نمایش است و بس و سیاست های این حزب بدون کنگره و نیازی به آن در انقلابشان جاری شد.

(ادامه…)

بهبود وضعیت کارگران مهاجر ایرانی در عراق در گرو چیست

دسته‌ها: asad golchini — golchini @ 2:07 ب.ظ

مصاحبه کننده : اسماعیل ویسی

سایت اکتبر: در کردستان  عراق  هزاران نفر از کارگران ایرانی در مراکز و محل های کاری مشغول کارگری هستند. چرا این کارگران به کردستان مهاجرت کرد ه اند؟ آیا در آنجا مراکز کاری و تولیدی آنقدر فعال هستند که به نیروی کار از خارج احتیاج داشته باشد؟  در صورتیکه تا جایی که من اطلاعات دارم آنجا جامعه ای مصرف کننده است.

اسد گلچینی: بعد از سقوط صدام حسین در سال ٢٠٠٣، مناطق مختلف در عراق میان احزاب تقسیم شد. منطقه کردستان عراق نیز در اختیار احزاب کرد قرار گرفت. همه طرف های درگیر در تقسیم ثروت و بازار مصرف کننده گان، شریک شدند. از آن زمان هر ساله بخشی از در آمد “دولت مرکزی” که چیزی حدود ١٢ میلیارد دلار (١٧ درصد کل بودجه عراق) بوده به احزاب حاکم در کردستان عراق داده شده است. این ثروت هنگفت سر منشا بهبود وضعیت اقتصادی طبقه سرمایه دار و اقشار خرده بورژوازی در کردستان عراق شد. طبعا از قبل این، بخش بسیار بسیار ناچیزی هم در اشکال مختلف بین مردم زحمتکش تقسیم شده است.

(ادامه…)

18/11/2009

به مدافعان تز ” خیزش توده های مردم برای سرنگونی بود”

دسته‌ها: asad golchini — golchini @ 11:52 ق.ظ

“انتخابات ” رئیس جمهوری در بیست خرداد 88 و تحولات بعد از آن را برخی ها “حرکت مردم برای سرنگونی رژیم نام نهادند. “خیزش توده های مردم برای سرنگونی” لقب دادند. و داد و فغان که حکمتیستها این را نمیبینند. دارندگان این تز البته که درست می گویند و حزب حکمتیست اعلام کرد که از جمله درس هایی که باید آموخت این است که:

(ادامه…)

راه حل ما برای قدرتمند کردن چپ در مبارزات دانشجویان

دسته‌ها: asad golchini — golchini @ 12:50 ق.ظ

برای دیدن برنامه لطفا  لینک زیر را کلیک کنید

http://www.partowsorx.com/index.php?option=com_seyret&Itemid=&task=videodirectlink&id=596

17/11/2009

عملکرد حزب کمونیست کارگری درجنبش سبز

دسته‌ها: asad golchini — golchini @ 1:15 ب.ظ

اسد گلچینی: این متن بر اساس سخنرانی است که با همین عنوان در تاریخ 6 اکتبر 2009  ،  14 مهر 1388 صورت گرفت

دراین بحث به این مسایل میپردازم

سیاست های حزب کمونیست کارگری در جنبش اخیر سبز

شعارهای  حزب و شعارهای مورد تائید  در جنبش سبز

خواستهای این حزب در انقلاب اخیرش

“در دوره انقلاب” سازمان این حزب چه بود؟

(ادامه…)

تفاوت حزب کمونیست کارگری با سازمان اکثریت در جنبش سبز

دسته‌ها: asad golchini, مقالات — golchini @ 1:10 ب.ظ

حزب کمونیست کارگری و رهبران آن در گرما گرم جنبش سبز سیاست همراه شدن با این جنبش  و رهبران آن، موسوی و کروبی و رفسنجانی را دنبال کردند. این را دیگر نه تنها ما بلکه برخی از کادرها و دوستان حاشیه نشین هم خط و هم جهتشان هم، به آن اعتراف کرده اند.

هر چه بگذرد بیشتر معلوم خواهد شد که چه جریاناتی و حتی چه اشخاصی در مورد جنبش سبز و ماهیت آن حقیقت را گفتند و چه جریاناتی تحت نام دوستان مردم و کمونیسم،  به کارگران و کمونیستها و مردم دروغ گفتند.

(ادامه…)

30/10/2009

بازار داغ ضد کارگری و فریبکارانه انتخابات و سیاست در انگلستان

دسته‌ها: asad golchini, مقالات — golchini @ 5:42 ب.ظ

مسابقه احزاب پارلمانی و دو حزب بزرگ “کارگر” و “محافظه کار” برای مسموم کردن رای دهندگان شروع شده است. ٧ ماه دیگر انتخابات است و دولت و مجلس جدید انتخاب میشود. احتمال اینکه حزب کارگر بعد از ١٢ سال قدرت را به محافظه کاران بسپارد هست. این البته برای بسیاری مهم نیست. همه میدانند که این احزاب فرق زیادی با هم ندارد. اینجا هم مثل  کشور های دیگر کمونیسم کارگری حزبیت یافته، نه قدرتی دارد و نه حزبی و نه نمایندگانی که بتوانند طبقه کارگر را برای گرفتن قدرت  نمایندگی کنند و کارگران بتوانند به رهبران کمونیستشان متکی شوند و با افتخار و سربلند  برای توجه جامعه به برقراری مناسباتی سوسیالیستی و نظامی سوسیالیستی تلاش کنند. 

(ادامه…)

حزب کمونیست کارگری و پرچم لیبرالی “انقلاب انسانی برای حکومتی انسانی”

دسته‌ها: asad golchini, مقالات — golchini @ 5:38 ب.ظ

نشریات و نوشته های رهبران و نویسندگان حزب کمونیست کارگری باز هم با آنچه در روز های بعد از “انتخابات” ۸۸ و در جریان جنبش سبز و یا انقلاب جاری آنها، بود متفاوت است.

تصور کنید انقلاب بعد از ۲۲ خرداد به پیروزی میرسید. چه اتفاقی می افتاد؟ در بهترین حالت نتیجه این میشد که موسوی در همان نظامش، رئیس جمهور میشد و مردم و همه کارگران و محرومان که اگر در انقلاب بنا به فراخوان چپی ها و از جمله حزب کمونیست کارگری به شرکت فعال  فراخوانده شده بودند هم به خانه هایشان فرستاده میشدند و در انتظار میماندند!

  (ادامه…)

حزب کمونیست کارگری و معضل دو جناح رژیم

دسته‌ها: asad golchini, مقالات — golchini @ 5:34 ب.ظ

رهبری، نویسندگان و فعالین حزب کمونیست کارگری در جریان “اتقلاب اخیر” و  بعد از “انتخابات” رئیس جمهوری در ایران، سیاست چشم پوشی و در واقع همراهی با موسوی، رفسنجانی و کروبی را داشتند. این سیاست اپورتونیستی در ادامه سیاست دنباله روانه و پوپولیستی نهادینه شده در این حزب صورت گرفت. رهبری این حزب موسوی را بعنوان   “اپوزیسیون”!  جمهوری اسلامی معرفی کرد، و این سیاست را بر حزبشان غالب کرد و همه اینها همچنان تحت نام کمونیسم کارگری ادامه داشته است.

  (ادامه…)

نشست ششم شورای کادرهای تشکیلات حزب حکمتیست در کردستان بزودی برگزار میشود

دسته‌ها: asad golchini — golchini @ 5:31 ب.ظ

گفتگوی سایت اکتبر با اسد گلچینی ؛  مصاحبه کننده : اسماعیل ویسی

سایت اکتبر:  پنجمین نشست این شورا حدودا ۶ ماه قبل برگزار گردید و طبق مصوبات حزبی، نشست شورای کادرها سالی یکبار برگزار می شود. چه ضرورتی از لحاظ  سیاسی، اجتماعی و سازمانی  باعث شده که این نشست خارج از موعد مقرر تصویب شده برگزار شود؟

اسد گلچینی:  اوضاع ایران و کردستان، در ماه های گذشته و بعد از “انتخابات” رئیس جمهوری در ۲۲ خرداد ۸۸ باید گویا باشد تا ضرورت این نشست را توضیح بدهد. بررسی این وضعیت از هر نظرقبلا در پلنوم اخیر کمیته مرکزی حزب انجام شد. خط سیاسی رهبری و فعالیت های حزب در این دوره کل حزب و بویژه کمیته مرکزی و کادرهای حزب را در سطح بسیار بالایی نمایندگی کرد.

(ادامه…)

کارگران کمونیست و اصلاح قانون کار

دسته‌ها: asad golchini, مقالات — golchini @ 5:00 ب.ظ

جهرمي وزیر کار دولت احمدی نژاد در توضیح این پیش نویش میگوید: “در پيش نويس اصلاح قانون كار بحث اخراج مطرح نيست بلكه بحث نظام مند كردن قرارداد ها مطرح است و اينكه كارفرما فقط به سمت قرارداد موقت نرود و وقتي مي‌تواند قرارداد دائم ببندد و قرارداد دائم و موقت تفاوتي قابل توجهي در شرايط او ايجاد نمي كند چرا بايد كار فرما به جاي قرارداد دائم از قرارداد موقت استفاده كند”. مشکلات کارگری ، اخراج و قرار دادهای موقت و بیکاری از مواد مهم مورد اشاره پیش نویس اصلاح قانون کار است که توسط جهرمی وزیر کار معرفی شده است.

  (ادامه…)

24/09/2009

جنبش سبز, کمونیسم بورژوایی ؛ از آذرین تا تقوائی

دسته‌ها: asad golchini, مقالات — golchini @ 4:51 ب.ظ

سخنرانی اسد گلچینی

همانطورکه گفته شد بحث  درمورد جنبش سبز وکمونیسم بورژوایی در ایران برخوردی که کلا” چپ وکمونیستها به جنبش سبز کردند.الان بعد از سه ماه که ازانتخابات در ایران گذشته خیلی مهم است یکباردیگر وضعیت چپ وکمونیستها را درقبال جنبش سبزبررسی کنیم وببینیم که این جنبش چه خصوصیاتی داشت وکمونیستها چه برخوردی به این مسئله داشتند.

(ادامه…)

هدف ترورهای زنجیره ای در سنندج و شکست رژیم

دسته‌ها: asad golchini — golchini @ 4:43 ب.ظ

مصاحبه پرتو با اسد گلچینی
پرتو: اخیرا و به فاصله کمی تعدادی از مهره های رژیم در سنندج ترور شدند٬ کمیته کردستان حزب طی چند اطلاعیه اعلام کرد که این ترورها اثر انگشت رژیم را بر خود دارد و هشدار داد که ترورها  کار هر کس باشد٬ اقدامی است که دست رژیم را در نظامی کردن فضای جامعه باز میگذارد و به زیان مبارزات مردم است٬ لطفا در این مورد توضیحاتی برای خوانندگان پرتو بدهید؟

(ادامه…)

ترور های زنجیره ایی در سنندج ، توطئه ای آشکار برای سرکوب است

دسته‌ها: asad golchini, مقالات — golchini @ 4:42 ب.ظ

مهدی تخت فیروزه، رئیس سابق شورای شهر سنندج در روز 28 شهریور ترور شد. این  پنجمین نفری است که در دو هفته کشته شده است. قبلا کامیابی و داوطلب از قضات و دادیاران دادگاه رژیم در سنندج، برهان عالی ملای مسجد قبا در محله بهاران و ملای مسجد جامع شهر و ملا محمد شیخ السلام عضو مجلس خبرکان نظامشان ترور شد.

(ادامه…)

معرفی یک کتاب

دسته‌ها: asad golchini — golchini @ 4:40 ب.ظ

مطالعه کتاب “پایان حزب کمونیست کارگری” اثر محمد جعفری،  برای هر کارگر و کمونیستی که بخواهد به حقایق جدایی ما از حزب کمونیست کارگری پی ببرد و هدفش ایجاد حزبی برای سازمان دادن انقلاب اجتماعی بر علیه سرمایه داری و سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی باشد مفید است.
هیچ مقدار نوشته و آثاری در توضیح این اتفاق مهم شق شدن حزب، در زمانی که اتفاق افتاد، نمیتواند دلایل آن را و حقانیت گفته های این کتاب، آنطور که امروز و بعد از 5 سال که از این جدایی ها میگذرد، بیان کند.
  (ادامه…)

اعتصاب در 28 مرداد در کردستان، درسها و دستاورد ها – متن سخنرانی اسد گلچینی

دسته‌ها: asad golchini, مقالات — golchini @ 4:35 ب.ظ

اسد گلچینی : با تشکر ازرفقای تشکیلات انگلیس حزب کمونیست کارگری ـ حکمتیست که این جلسه را فراهم کرده اند.  بحثی را که قرار است امروز به آن بپردازیم ، بیست و هشت مرداد ، درسها و دستاوردهاییش است. در بیست و هشت مرداد چه گذشت؟ برای بسیاری از افراد که نمی دانند و سؤال دارند و یا ناروشن هستند باید بگویم فراخوانی که امسال حزب حکمتیست به اعتصاب عمومی در کردستان داد، در سطح نسبتاً وسیعی جواب گرفت و در شهرهای مختلفی اعتصاب بوقوع پیوست. در مناسبت های مختلفی در کردستان فراخوان اعتصاب داده می شود و این هم یک نوع از آن بود.

(ادامه…)

درود بر کمونیستها و آزادیخواهانی که اعتصاب عمومی در شهرهای کردستان را ممکن کردند!

دسته‌ها: asad golchini, مقالات — golchini @ 4:32 ب.ظ

رفقای عزیز؛  با درودهای فراوان

فراخوان اعتصاب  عمومی ٢٨ مرداد در شهرهای کردستان جواب مثبت گرفت. در جریان هستید که با تمام تدابیر امنیتی جمهوری اسلامی٬ با تمام جلسه گرفتنها و نقشه کشیدنهای رٶسا٬ سرکار پاسداراها٬ مراکز اطلاعاتی امنیتی و نیروهای انتظامی و زندانبانان جمهوری اسلامی و تهدیدها و اخطارهای آنها ، بخش قابل توجهی از مردم شهرهای کردستان و در راس آن کارگران  دست به اعتصاب زدند و با قدرت خود تلاشهای جمهوری اسلامی را ناکام گذاشتند. این موفقیت بزرگی برای طبقه کارگر و صف آزادیخواهی مردم ایران بود.

(ادامه…)

13/08/2009

عزای عمومی یا اعتصاب عمومی ؟

دسته‌ها: مقالات — golchini @ 8:45 ب.ظ

تحرک جدی به مناسبت  28 مرداد روز حمله جمهوری اسلامی به کردستان در جریان است . 

این روز از سوی بسیاری از فعالین و شخصیت های ناسیونالیست در کردستان به عنوان عزای عمومی اعلام شده است.

کمونیستها و حزب حکمتیست اعتصاب عمومی را بعنوان یک تاکتیک مبارزاتی در مبارزه مناسب و درخور وضعیت امروز در کردستان برای 28 مرداد طرح کرده ا ند. عزای عمومی و اعتصاب عمومی، هر دو، ابزار های متفاوت جنبش های مختلف هستند.

(ادامه…)

30/07/2009

چند اقدام برای سازماندهی اعتصاب عمومی در ۲۸ مرداد

دسته‌ها: asad golchini, مقالات — golchini @ 4:49 ب.ظ

راه حل های مختلفی در مقابل مردم کردستان برای نحوه بزرگداشت روز ۲۸ مرداد سالروز حمله جمهوری اسلامی ارائه شده است. اعتصاب عمومی از نظر ما پاسخ درخور به بزرگداشت این روز و متناسب با مبارزه امروز با رژیم جمهوری اسلامی است.در حالی که رژیم اسلامی در برابر اعتراض توده ای است و کشمکش و جدال در میان جناح های حکومتی شدت گرفته است، کردستان و مبارزات رادیکالش میتواند باز هم نقش مهمی در این مبارزات و همینطور نشان دادن راه درست مبارزه با رژیم و کوتاه کردن شرش باشد.

  (ادامه…)

29/07/2009

مصاحبه نشریه اکتبر با اسد گلچینی – در مورد فراخوان اعتصاب عمومی در کردستان و چند اقدام برای سازماندهی اعتصاب عمومی در ٢٨ مرداد

دسته‌ها: asad golchini, مقالات — golchini @ 12:19 ب.ظ

اسد گلچینی  

اکتبر میپرسد

1-  تشکیلات کردستان حزب حکمتیست  در راس فعالیت حزب در به سرانجام رساندن فراخوان اعتصاب عمومی مردم کردستان است اقدامات شما در این مورد چیست فعالیت های عاجل کدامند، زمینه های واقعی مبتنی بر این تصمیم چه چیزهایی است؟

(ادامه…)

08/07/2009

چرا جنبش سبز در کردستان حمایت نشد؟

دسته‌ها: مقالات — golchini @ 11:13 ب.ظ

اسد گلچینی :

روزهای قبل  و بعد از “انتخابات”، روز 22 خرداد 88 ، و رویدادهای بعد از  آن یکبار دیگر جامعه ایران را  جنباند. رویدادهای بزرگی را جامعه و دنیا در این روزها شاهد بود. جدال جناح های درون حاکمیت جمهوری اسلامی بر سر تقلب در این معرکه گیری به اوج رسید و در این رویاریی، مردم در ابعاد میلیونی و بعضا با خواست و تمایلات خودشان که نفرت از جمهوری اسلامی است، به دفاع از موسوی که در راس این جنبش قرار گرفت پرداختند.

(ادامه…)

01/07/2009

لیچار گویی رهبران حزب کمونیست کارگری

دسته‌ها: مقالات — golchini @ 12:33 ق.ظ

اسد گلچینی

دوران اعتراض به تقلب در “انتخابات” برای ریئس جمهوری در ایران تمام شد. برای برخی جریانات چپ ارتجاعی مانند حزب کمونیست کارگری، این البته که  انقلاب بود. اینها در انتخابات شرکت نکردند و مردم را از شرکت در این انتخابات منع کردند اما سربازان انقلابی موسوی در اعتراض به تقلب شدند ، مانند همه مردم انقلابی و همه جوانان جسوری بودند که مانند اینها فکر کردند که میتوانند جمهوری اسلامی را به این ترتیب بیندازند. رفتند و شکست خوردند میخواهند دیگران را هم شریک کنند و یا آنرا به گردن دیگران بندازند. نمیتوانید گریبان خود را خلاص کنید تا زمانی که بخودتان چپ میگویید. ما شما را همانطور که هستید باید بیشتر بشناسانیم . البته این دوران پر متحول یک پرش بزرگ به این سمت بود .

(ادامه…)

22/06/2009

اهداف فرمان دهندگان اعتصاب در کردستان ارتجاعی است، آنها را رسوا کنید!

دسته‌ها: asad golchini, مقالات — golchini @ 4:17 ب.ظ

اسد گلچینی

دوران نسبتا پیچیده ای است، دوران بسیار فریبنده ای است و دورانی است که  اگر کارگران آگاه، کمونیستها و مارکسیست ها و آزادیخواهان روشنبین حضور فعال نداشته باشند باز هم انواع خواست های ارتجاعی، اهداف و سیاست های ضد کارگری و ضد آزادیخواهانه و مردم فریب در جامعه جاری میشود و میلیونها نفر را با خود میبرد. در دوره بعد از انتخابات و با توجیه اعتراض به تقلب های یک رژیم سراپا تقلب، جنبش ارتجاعی “رای من کو؟” با شعار الله و اکبر و مرگ بر دیکتاتور به رهبری موسوی، نخست وزیر یکی از سیاه ترین دوران های جمهوری اسلامی برای مردم ستمدیده ایران، براه افتاد. این حرکت توانست میلیونها رای دهنده را زیر پرچم ارتجاعی موسوی به صف کند و برای جدال و نزاع جناح های مختلف درون حاکمیت رژیم نیروی خیابانی فراهم کند. 

(ادامه…)

برگه‌ی بعد »

وب‌نوشت در وردپرس.کام.